تبليغاتX
تاريخ ايران با تاكيد بر آذربايجان
تاريخ ايران با تاكيد بر آذربايجان
پنجره خانه‌ام را به روي تمامي فرهنگهاي جهان ميگشايم اما نميگذارم پايم را سست كنند و مرا با خود ببرند
فسیل هفت میلیون ساله مراغه‌ ناپدید شد
فسیل هفت میلیون ساله مراغه‌ ناپدید شد این فسیل یکی از نادرترین گونه‌های فسیل فیل به شمار می رفت که اخیرا از منطقه ویژه فسیلی شلیلوند مراغه کشف شده بود. فرماندار مراغه از ناپدید شدن فسیل هفت میلیون ساله در این شهر خبر داد. بهلول نعمتی در گفتگو با خبرنگار مهر در تبریز اظهار داشت: این فسیل هفت میلیون ساله نمونه کاملی از بقایای یک فیل ماقبل تاریخ بود که از محوطه اداره محافظت از محیط زیست مراغه ناپدید شد.‌ نعمتی تصریح کرد: قرار بود این فسیل برای انجام تحقیقات لازم به منظور تعیین قدمت آن به یکی از مراکز تحقیقاتی منتقل شود اما به طرز مشکوکی از محوطه اداره حفاظت محیط زیست مراغه ناپدید شد. وی یادآور شد: این فسیل یکی از نادرترین گونه‌های فسیل فیل به شمار می رفت که اخیرا از منطقه ویژه فسیلی شلیلوند مراغه کشف شده بود. فرماندار مراغه ادامه داد: این فسیل که گفته می‌شود از قدمت هفت تا هشت میلیون ساله برخوردار و از عاج، دندان‌ها و جمجمه فیل تشکیل شده بود، بیش از 1.5 تن وزن داشته و به وسیله جرثقیل به محوطه فوق منتقل شده بود. نعمتی افزود: گزارش مربوط به ناپدید شدن فسیل مکشوفه از منطقه ویژه فسیلی مراغه به اداره آگاهی و تشکیلات قضایی مراغه ارجاع شده تا تحقیقات لازم از مظنونان به دست آید. وی در پاسخ به این سوال که سارقان از این فسیل چه استفاده ای می کنند، افزود: بحث فسیل مانند آثار باستانی نیست که بتوان آنها را خرید و فروش کرد زیرا این بخش مشتریان کاملا تخصصی و علمی دارد که تنها با شناسنامه و تائید مراکز علمی چنین آثاری را خریداری می کنند. فرماندار مراغه در ادامه اظهار داشت: منطقه فسیلی مراغه وسعتی بیش از پنج هزار متر مربع را شامل می شود که دارای حصار خاصی نیست و تقریبا در همه جای آن آثار فسیلی به دست می آید. وی با بیان اینکه این منطقه بر اساس یک طرح ملی به مرکز فسیل شناسی ایران تبدیل می شود، افزود: مرکز یاد شده با 40 درصد پیشرفت فیزیک در حال احداث است. به گزارش خبرنگار مهر در تبریز, "بهشت فسیلی ایران" لقب منطقه ای است در حاشیه شهرستان مراغه که قدمت هفت میلیون ساله این منطقه را به عنوان نخستین اثر ملی، طبیعی و فسیلی ایران بازگو می‌کند. این منطقه یکی از غنی‌ترین مناطق سنگواره‌ای جهان بوده و در آخرین مطالعات صورت گرفته فسیل‌های اجداد ماموت، زرافه و آهو در این منطقه کشف شده‌است. منطقه فسیلی مراغه به دلیل دارا بودن فسیل ماستادون و ماموت‌ها (سنگواره‌های پیش از تاریخ) دارای شهرت جهانی بوده و هم اکنون مورد حفاظت ویژه سازمان حفاظت محیط زیست قرار دارد. این منطقه به عنوان نخستین اثر ملی، طبیعی و فسیلی ایران در شورای عالی حفاظت محیط زیست ایران به عنوان اثر ملی و طبیعی به ثبت رسیده و از بالاترین رده‌های حفاظتی سازمان محیط زیست است. تاکنون محققان زیادی از روسیه، آمریکا، فرانسه و ژاپن در این ناحیه کار کرده‌اند، به گونه‌ای که بخشی از نمونه‌های فسیلی در موزه‌های تاریخ طبیعی وین، پاریس، لندن و لس‌آنجلس در معرض نمایش قرار دارند. سازمان محیط زیست نیز نظر به اهمیت این منطقه برنامه‌هایی چون ادامه مطالعات جامع دیرین‌شناسی، شروع عملیات اجرایی و ساختمانی مرکز تحقیقات و موزه فسیل شناسی و ایجاد اولین موزه صحرایی (field museum) را آغاز کرده‌است. اکنون دانشگاه تبریز سرپرستی پروژه کاوش و تحقیقات منطقه فسیلی مراغه را به عهده داشته و تاکنون بقایای ارزشمندی از این ناحیه کشف شده‌است.
|+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 8:17 قبل از ظهر  توسط ایلقار مراغه ای  | 

خشم و هیاهوی یک زندگی

زندگی سیاسی غلام یحیی دانشییان     قسمت يازدهم

در کمیته مرکزی حزب توده دو دسته وجود داشتند. در یک طرف رادمنش و اسکندری و در طرف دیگر کامبخش و کیانوری قرار داشت. برعکس انتظار کامبخش و کیانوری، ورود فرقه به حزب توده منجر به تقویت آنها نشد بلکه غلام موضع رادمنش و اسکندری را تقویت کرد.

     در اسناد ساواک نیز در مورد پلنوم وحدت حزب چنین آمده است:

     « در پلنوم هفتم حزب که وحدت با فرقه دموکرات مطرح بود، گروه رادمنش امیدوار بودند که از طریق وارد کردن نمایندگان فرقه، اکثریت را در دست خود بگیرند به این جهت آنها موافق داخل کردن اعضاء جدید از حزب توده به کمیته مرکزی نبودند ».


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط ایلقار مراغه ای  | 

فاصله ميان بدترين و بهترين يا زشت‌ترين و زيباترين چقدر است؟

 

زنده‌ياد پرويز فني‌زاده (در نقش مش‌قاسم) در فيلم به ياد ماندني «دايي‌جان ناپلئون»[1] وقتي مي‌خواست قسم بخورد، فاصله ميان بهشت و جهنم را با چهار انگشتش نشان مي داد و مي‌گفت: آقا دروغ چرا، تا جهنم آآآآ...

به راستي فاصله زشت‌ترين و زيباترين چقدر است؟ همچنين فاصله بدترين و بهترين؟

سكانس اول:

شاعري از اهالي چپ تعريف مي‌كرد كه در زمان شاه او را به جرم «اهالي چپ» بودن گرفتند و در زندان مشترك كه مخوف‌ترين زندان شاه به شمار مي‌آمد، براي اقرار و لو دادن رفقايش به زير شكنجه بردند...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 11:45 قبل از ظهر  توسط ایلقار مراغه ای  | 

در خدمت استاد دکتر عبیداله ایوبیان

امروز در خدمت استاد دکتر عبیداله ایوبیان بودم . استاد 81 ساله که متولد سال 1307 است . وی در جمهوری مهاباد در 1324 با قاضی محمد همکاری داشته . پس از آن استاد ادبیات دانشگاه تبریز شده و زندگی خودش را صرف پژوهش و نویسندگی کرده است . ازدواج نکرده و تنها با کتابها و نشریاتش زندگی می کند .

قدش کوتاه است ولباس کردی پوشیده با کراوات سرخ ،دقیقا مثل پدر پسر شجاع شده . اما انسانی است بزرگوار و دوست داشتنی .

نشستیم به مدت 3 ساعت راجع به جمهوری مهاباد و فرقه دمکرات آذربایجان بحث کردیم . اگرچه خیلی مواقع متفق القول نبودیم و به نقد گفته های همدیگر می پرداختیم . اما آنچه تا به حال در خصوص قاضی محمد و جمهوری مهاباد نشنیده بودم و تازگی داشت عبارت بودند از :قاضی محمد قبل از اینکه عضو حزب کومله ژ – کاف گردد از مخالفین سرسخت آن بود . حتی طبق گفته استاد ایوبیان چنان با حکومت مرکز رابطه نزدیکی داشت که تلاش می کرد عوامل ژ – کاف را دستگیر و تحویل حکومت مرکزی دهد! .

وقتی استاد ایوبیان در 1324 نمایشنامه ای می نویسد و می خواهد در مهاباد اجرا کند چون متن نمایشنامه مخالف حکومت محمدرضا شاه بود قاضی محمد به شدت در مقابل اجرای نمایشنامه می ایستد و از اجرای آن جلوگیری می کند .اگرچه استاد ایوبیان به شدت از عملکردهای قاضی محمد انتقاد می کند اما وقتی به نقل آخرین خدا حافظی اش با قاضی محمد قبل از اعدامش می رسد اشک از چشمانش سرازیر می شود .

می گوید بزرگترین اشتباه قاضی محمد و پیشه وری این بود که مقاومت نکردند و بیهوده تسلیم شدند .می گویم مگر می توانستند مقابله کنند در زیر فشار استالین برای نفت شمال که با قوام السلطنه به توافق رسیده بود ...

_   می گوید : ملا مصطفی با 500 نفر تفنگدارانش به قاضی محمد پیشنهاد کرد که به جای تسلیم    شدن به کوه ها بزنیم و به جنگ چریکی بپردازیم ...

-     می گویم جنگ چریکی بیهوده بود و هیچ رابطه و سنخيتي بین خون و باروت با دمکراسی وجود ندارد . مردم بیشتری کشته می شدند ...

   می گوید : آنان که به چنین کاری مبادرت کردند باید می دانستند که کشته شدن و کشتن هم در میان خواهد بود ...

|+| نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط ایلقار مراغه ای  | 

خشم و هیاهوی یک زندگی
زندگی سیاسی غلام یحیی دانشییان     قسمت دهم

بدین ترتیب پس از مرگ پیشه وری، غلام تقریباً رهبر بلامنازع فرقه گشت و هیچ کس را قدرت رویارویی با او نبود. هر کسی چون و چرا می¬کرد، به شدت سرکوب می¬شد و سر از تبعیدگاه در می¬آورد. این سکوت مرگبار تنها پس از مرگ استالین و اعدام باقروف و پس از کنگره بیستم حزب کمونیست شوروی در فوریه 1956 م./ 1334 ش. شکسته شد. قبل از پرداختن به اتحاد فرقه با حزب توده که از نکات مهم در حیات فرقه است، شایان ذکر است که در این زمان در درون فرقه سه گروه به چشم می¬خورد ! گروه اول مهاجرین بودند که در رأس آنها غلام یحیی قرار داشت، اینان همان افرادی بودند که در خلال سالهای 8-1937 م. از شوروی اخراج شده و به ایران بازگشته بودند و پس از شکل گیری فرقه دموکرات جذب آن شده بودند و در اندیشه اینان هیچ حس وطن پرستی نبود. گروه دوم افرادی بودند که از ایران و آذربایجان و روستاهای آن به فرقه پیوسته بودند و پس از شکست فرقه مجبور به ترک ایران شده بودند. گروه سوم افراد توده ای، بخصوص افسران توده ای بودند که به فرقه پیوسته بودند و پس از شکست فرقه برای نجات از اعدام رهسپار شوروی شده بودند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 10:10 قبل از ظهر  توسط ایلقار مراغه ای  | 

سرنوشت يك ملت گاهي به چه چيز مسخره اي بند ميشود...!

مشروطه خواهان پس از صدور فرمان مشروطيت چون ازدسيسه هاي وليعهد يعني محمدعليميرزا برضد مشروطه مي ترسيدند و از طرفي مظفرالدين شاه عليل و نزار بود و هر لحظه امكان مرگش مي رفت به همين خاطر به تكاپو افتاده بودند تا مظفرالدين شاه زنده است مقدمات را آماده نموده و سريعا مجلس را با دست تواناي شاه خلد آشيان افتتاح كنند اما شاه ضعيف تر و لرزانتر بود و دغدغه مشروطه خواهان از اين بابت افزونتر .

دلیل ضعیف اش شايد از خاطره اي كه سید حسن تقی‌زاده براي جمال‌زاده تعريف كرده روشن گردد سید حسن تقی‌زاده نقل ميكند:

"زمانی که ما با سرعت طاقت‌فرسایی قانون اساسی مشروطه را می‌نوشتیم شهرت داشت که حال مظفرالدین شاه خوب نیست و به زودی خواهد مُرد. ما می‌ترسیدیم که پیش از این که مظفرالدین شاه  قانون اساسی را بپذیرند و امضا کنند بمیرد و پسرش هم هرگز قانون اساسی را تایید نکند. پس من که تقی‌زاده باشم با «میرزا محمدعلی خان تربیت» به دیدن پزشک انگلیسی شاه رفتیم. نگرانی خود را صریحا به او بازگفتیم و خواهش کردیم كوشش كند که شاه را تا هنگام پایان یافتن قانون اساسی سر پا نگاه دارد. دکتر شاه جواب داد: شاه بیمار نیست اما بی‌نهایت ضعیف و علیل است به خاطر این که در هر کاری ناپرهیزی و زیاده‌روی می‌کند. از جمله، این پسره عبدالعلی هر روز در زیر کرسی پهلوي شاه می‌نشیند و در چند نوبت آلتش را مالش می‌دهد تا حالت انزال به مظفرالدین شاه دست دهد. من هرچه می‌گویم این پسره عبدالعلی را از او دور کنند سودی نمی‌بخشد.جمال‌زاده می‌گوید تقی‌زاده به من گفت که آن پسره عبدالعلی همین «فلان‌السلطنه» است..."

سرنوشت يك ملت گاهي به چه چيز مسخره اي بند ميشود...!

|+| نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 10:44 قبل از ظهر  توسط ایلقار مراغه ای  | 

 
business articles